مرتضى مطهرى
348
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وجودهاى عينى . ما مىگوييم فلان شىء در خارج وجود دارد . مثلا مىگوييم درخت در خارج وجود دارد ، سنگ در خارج وجود دارد ، آسمان در خارج وجود دارد ، زمين در خارج وجود دارد . آيا اين معنايش اين است كه خارج چيزى است و درخت چيزى ؟ خارج چيزى است و سنگ چيزى ؟ خارج چيزى است و آسمان چيزى ؟ خارج چيزى است و زمين چيزى ؟ نه ، همينها خارج است ؛ خارج يعنى همينها ؛ مجموعهء اينها را ما « خارج » مىناميم نه اينكه خارج چيزى است و اينها را ريختهاند در خارج كه اگر همهء اينها را برداريم خارج خودش باقى مىماند . اين فقط يك تعبيرى است كه ما مىكنيم و مىگوييم اينها در خارج وجود دارند ، در حالى كه اصلا خارجيت با همينها تشكيل مىشود « 1 » . حاجى مىگويد نفس هم همين طور است . نه اين است كه نفس خودش يك وجود مستقلى دارد ماوراى اين مجموعهء علوم و ادراكات و اين علوم و ادراكات در صفحهء نفس ريخته مىشود ، بلكه اصلا نفس با همين علم و ادراك ساخته شده است . از اول ، هر علمى كه پيدا مىشود - كه همان علم نفس به ذات خودش است - نفس پيدا شده است . علم به خارج نيز به هر اندازه كه پيدا مىشود نفس پيدا شده است . مثلا كودك كه به مادرش علم پيدا مىكند ، نفس او گسترش پيدا مىكند . به پدرش علم پيدا مىكند ، نفس گسترش پيدا مىكند . بعد به اشياء بيرونى ديگر علم پيدا مىكند ، نفس گسترش پيدا مىكند . دائما « نفس » است كه گسترش پيدا مىكند « 2 » . مثل اين است كه از كتم عدم بخواهند بر فضاى بيرون چيزى بيفزايند ؛ يعنى
--> ( 1 ) مىگويند كه مترلينگ به اينشتين ايراد مىگرفت ( همان ايراد قديمى كه بوعلى و امثال وى هم نقل كردهاند ) كه : تو مىگويى فضا محدود است ، حالا اگر ما رسيديم به آن آخرين حد فضا و خواستيم شيئى را از آن حد بيرون بفرستيم به كجا مىرود ؟ شما كه مىگوييد فضا محدود است بالاخره آن شىء به كجا مىرود ؟ او گفت اگر چنين چيزى وجود داشته باشد او خودش فضا مىسازد . اصلا خود او يعنى وجود فضا . فضا كه يك چيزى غير از اشياء موجود نيست . فضا به عدد اشياء است ؛ يعنى به اندازهء اشياء موجود فضا وجود دارد . ما اگر فرض كنيم فضا يك مرتبه دو برابر بشود و يا اگر همان نظريهء « توسعهء كنارى » نظريهء درستى باشد كه آنا فآنا فضا بزرگ بشود لازم نيست كه اول يك « خارج » ى و يك فضايى درست بكنند كه وقتى اشياء مىخواهند موجود شوند در يك محل موجود قبلا آماده شده وارد شوند . « وجود اشياء » و « فضاى موجود » يكى است . وقتى ما مىگوييم فضا محدود است يعنى وجود اشياء محدود است . اگر فرض كنيم اشيائى بر اين اشياء افزوده بشود بر فضا افزوده مىشود . ( 2 ) اين تقريبا شبيه به قول هيوم مىشود كه مىگويد نفس عبارت از همان مجموعهء تصورات است . استاد : آن مجموع تصورات كه هيوم مىگويد باز با اين مطلب در اينجا فرق مىكند . آن